چرا یک وجود
باید چیزی رو خلق کنه
و کاری کنه اون مخلوق، شبیه به خودش رو بتونه تولید کنه
اونوقت اونا کم کم زیاد شن
و مدام از همدیگه بپرسن
"از زندگی چی میخوای؟"
چرا باید بدونه از زندگی چی میخواد؟
چرا اصلا باید از زندگی چیزی بخواد
وقتی خود زندگی رو ناخواسته و با جبر مطلق بهش دادن؟
چرا باید کسی چیزی بسازه و رهاش کنه
و بهش بگه باید منو بخوای ولی پیدام نکنی
هی منو بخوای و هی پیدام نکنی
اصلا چرا باید چنین ظالمی رو خواست..؟
خود زندگی کردن
با شروع اجباری و تموم نشدن اچباریش
بهای بزرگیه
چرا باید همین هم قانعش نکنه؟ و بگه گناه نکنید؟
چرا ...
اگه برای جنگ آماده نمیشه.. ما به چه دردش میخوردیم..؟