داخل پرانتز میگم
دلم براشون تنگ میشه...
هنوز از ذهنم بیرون نمیرن
امروز روز آخر نمایشگاه بود
و این ینی دیگه نمیتونم ببینمشون..
کاش میتونستم یه نشونی ازشون داشتم.
منظورم نشون ارتباطی نیست. یه چیزی ینی!
هرچند از طرفی میگم حکایت همچنان باقیست.. !
روال زندگی همینه… به دست آوردن و از کف دادن :)
برای مثال همین فردا.. نمیدونم چی شده تبریز!
فردا ساعت پنج تا هفت همون مکان.
با افراد جدید و اتفاقات نو
خیلی جالبه نه؟!
روال زندگی..
باور کنیم