قرار بود بنویسم
یادم رفتند همگی
مثل خیلی چیز های دیگر..
مثل خیلی از آدم ها..
آدم ها..
گاهی حرف های بعضی از این آدم ها در زندگی مثل بمب اتم موج زده ات میکند!
با خودت می گویی نه، این همان آدم قبلی نمی تواند باشد!
میخواهی داد بزنی که تورا به خدا بس کن.. این حرف های بی سر و ته را نصفه کاره بگذار و فقط برو.. تا اینجا هم اضافی شنیده ام!
اما آنچنان موح زده ات کرده که نمیتوانی هیچ بگویی
فقط نگاه میکنی..
سخت ترین درک دنیا زمانیست که در یک برزخ گیر میکنی
برزخی که یک سویش قشنگ ترین موجودیست که تا به حال میشناختیش و سوی دیگرش دوست داشتی موجودیست که احساس میکنی هیچ وقت نمیشناختیش
دلم یک قطعنامه شورای امنیت میخواهد..
همین