we are, and, are nothing but, the picture we consieve from the exprience of bieng, living, and becoming..

از کجا بگم :)))))

 

وااای خجالتم ندید :))))) 

 


 لنتی چقد خوبه


 

اومدم اینو بگم

 

حس میکنم دارم از یه کوه بزرگ بالا میرم..

با تهران رفتنم زندگیم تغییر کرده 

اما فقط موضوع این نیست .... خیلی متفاوت و خیلی عجیبه

 

انگار همه چی میچرخه و تکرار میشه 

 

چند سال گذشته؟ 6 سال؟

و من کلی کار کردم 

با کلی آدم روبرو شدم که میخواستن کلاه بذارن سرم نابودم کنن گیرم بندازن 

کلی فکر کردم و طرح ریختم 

کلی گیم زدم وای چقدر گیم زدم وای وای وای وای چند برابر کار کردن گیم زدم بی شک

بی شک بازم میزنم و بی شک اگه نزنم حس میکنم مغزم منو تبدیل به گیم میکنه و من همیشه به مغزم میبازم برا همین باید گیم بزنم بگذریم اصلا (همین خط طولانی رو شما فرض کن یه گیم کوچیکه تو این پست به کسی چه برمیخوره؟ اصلا مگه اینجا اینستاگزامه؟(چ ربی ب اینستا داش))

و الان 

دوباره خودم رو لبه ی پرتگاه میبینم

که اتفاقا این دفعه ازش می پرم....

 

 

و بعدش........

 

 

 

و بعدش دیگه زندگی مثل قبل نمیشه ...

 

 

 

همونطور که هیچوقت زندگی مثل قبلش نبود مثل پست های همین وبلاگ....

 

سروران عزیزی که لطف کردن نظر گذاشتن زیر پستم ازشو کمال تشکر و قدردانی را دارم :)) 

 

معلوم بود عقده کامنت دارم؟ ؟ ؟؟!

مرسی! خیلی دلگرم شدم که سال 2023 عه ببخشید رفتیم 2024 :/هنوز کسی هست که همچین آهنگی رو درباره ش care کنه

 

بعد یکی نوشته چرا تا الان پیدا نکردم وبلاگو

خو عزیز دلم الان دیگه پیج و اپ و سایت هس کسی وبلاگ میاد اصلا ؟! 

اصلا کسی براش مهمه که یه آهنگ چی میگه؟! :)))) 

عره 

اما میخوام یه چیزی بگم

 

 

این وبلاگ وقتی تشکیل شد

ده سال پیش بود 

 شاید لوکس بلاگ وجود نداش کلا 

اینترنت اصلا تازه اومده بود حاجی :)))

ولی من همون موقع میگفتم بیت کوین خوبه :)) اون موقع میشد یه بیت کوین رو با پول یه گوشی خرید اینقد ارزون بود

چی میخواستم بگم؟

آها 

اون موقع ما یه سری رفیق و دوست و آشنا داشتیم( که الان نداریمشون!)  که کلا باهام در ارتباط بودن بعد خودشونم وبلاگ داشتن

بعد کلا مردم اینستا نداشتن وبلاگ داشتن

 

الان .....

 

من نمیدونم خلاصه باید یه کار کنید من احساس تنهایی نکنم :( 

اونایی که عنوان پست رو نگرفتن :قیاقه cj تو gta san andress که میخواد سوار دوچرخه شه، درست اول بازی :)))


اونایی که عنوان پست رو نگرفتن #2 : من همیشه یه مدت نمینویسم. بعد یه مدت میام رگباری مینویسم میرم دیگه نمینویسم

الان حس میکنم همینکه یه پست گذاشتم و دومیم گذاشتم و سومیرم دارم میذارم ینی شت ... here we go again


یه دوستی دارم (بچه های خوابگاه یادم دادن نگم رفیق بگم دوست چون رفیق خیلی خفنه و اینا... والا ما که هیچوقت رفیق نداشتیم اونقدر درونگرا بودیم که دوستی هم نداشتیم کلا ده سال یبار با یکی دوست میشدیم بهش میگفتیم رفیق حالا anywyas) 

که

خیلی دارکه میدونم

ولی 

هم اتاقیمه تو خوابگاه :))))))))))))))))

و من ... آدرس اینجارو بش دادم :)))

(اگه اینو میخونی حتما باید بهم زنگ بزنی و بگی حسن دنده به دنده) 

که بیاد دو سه تا از ترجمه هامو بخونه

 

 

خبر خوب اینکه کلی ترجمه ی منتظر نکرده دارم احتمالا 


 

یکی دو تا هم هست 

که مهم ترینا فککنم از empyrium باشه که میخوام ترجمه کنم .. 




دارم رو یه چیزای خیلی های تِک کار میکنم ......

خیلی ریسکه ..... خیلی مهمه ....

دعام کنید .....

حس میکنم وسط جنگم

همونقدر دعا میخوام :)

 

 

 

 

04. Under her wings

زیر بال هایش

 

I listen to the mournful whispers
Behind every scar I make
Dark clouds fill my body
And my heart is left empty

من به زمزمه های اندوهنام گوش فرا می دهم

پشت هر زخمی که میبینم

ابر هاس تیره پیکر مرا پر میکنند

و قلب من تهی باقی گذاشته می شود


Down on my knees
Trying to face the fear

نشسته بر زانو ها

برای مواجهه با ترس تلاش می کنم


Down on my knees
With my unbalance and sorrow
Trying to face the fear
That mirrors in my eyes
For few seconds in oblivion
For few seconds lost in blood
Another dream collapsed

درحالیکه زانو زده ام

همراه اندوه و تزلزل من

برای مقابله با ترس تلاش میکنم

ترسی که در چشمانم منعکس می شود

برای کند ثانیه درون فراموشی

برای لحاظاتی اندک در خون

رویای دیگری شکست..


In this madness I can't rest
Can't stand these haunting thoughts
That bury every hope
I ever had in me

در این جنون آسودگی ممکن نیست

این افکار شکارچی را نمی شود تحمل کرد

افکاری که همه امیذ هارا دفن می کند

هر امیدی که در خود داشته ام


Sorrow lacerates my skin
And I don't feel the pain
The coldest rain must have killed
The last flame I had in me
Can't you give me your hand

اندوه پوست مرا می درد

و من درد را حس نمی کنم

سردترین باران ها باید که سقط شود

آیا تو نمی توانی دستانت را به من بدهی..؟


I can't perceive the warmth of your fire
I feel like losing you
And I cry for my dying angel
As she makes me under her wings

من از ادراک حرارت زندگی تو راعاجزم

و احساس میکنم که انگار از دستت می دهم

و من برای فرشته در حال مرگم اشک می ریزم

درحالی که اون مرا زیر بال هایش می گیرد...


Sorrow lacerates my skin...
Sorrow lacerates my skin...

اندوز پوست مرا می درد...

اندوه پوست مرا می آزارد... 

 

 

 

 

Insomnium - in the halls of awaiting

در تالار های انتظار

 

 

Evening full of grandeur, skies tinged with red

غروب سرشار از عظمت، آسمان ها آغشته به قرمزند

Mountains crowned with crimson, treetops with scarlet blaze

کوه ها تاج و درختان شعله هایی سرخ به سر دارند

As the dusk is falling, night settles in

با سقوط تاریک و روشن غروب، شب وارد میشود

Stars slowly come out, moon glides skywards

ستارگان به آرامی بیرون آمده و ماه در سرتاسر آسمان می لغزد

...Still cheerless is in my soul, my heart filled with cares...

... هنوز درون روح من افسرده و قلبم سرشار از اندوه است..

 

Longing for the misty shores, weather-beaten strands so poor

در پی سواحل مه زده، فقیرانه به خود می پیچم

Where the weeping sky archs over water calm

جایی که آسمانِ گریان روی آرامش آب خم می شود

Pining for primeval woods, murky shade of leafy roof

در این بیشه های کهن به دام افتاده ام، زیر سایه های تاریک سقفی از جاس برگ 

Where the silent trees arch over our path

جایی که درختانِ خاموش و بی صدا روی جاده‌مان خم می شوند

 

Do you walk in mourning, still wear the grief

آیا تو در ماتم راه می روی .. همچنان لباسی از غم بر تن داری..

Raiment of sorrow, remembrance of me

جامه ای از اندوه .. یادگاری از من ..؟

Through the years of bleakness, winters of bitter cold

در سال های نومیدی، زمستان های سرمای تلخ

Will you not forget me, forsake my soul

آیا تو مرا فراموش و روحم را رها نمی کنی؟

...Low-spirited is my song, downhearted my tune...

نوای من بی روح و صدایم شکسته است ...

 

Beyond enchanted sea, wistful is my sleep

خواب من، ورای دریای مسحور، در انتظار است

Darkness by my side, through the dreary night 

در این شب غمناک، تاریکی کنارم است

Will you follow me, through eternity

آیا تو در ابدیت دنبالم می آیی..

To another world, to the quiet halls

سوی جهانی دیگر.. سوی تالار های بی صدا ..؟

 

I've lost my way in the dark, strayed apart from my love

من در تاریکی راهم را گم کرده و از عشقم دور گشته ام

I've faced the demons of might, passed away into shades

من با شیاطینی سترگ روبرو شده و درون سایه ها فرو رفته ام

 

Long are lonely years, slowly pass these days

سال های تنهایی دراز است و این روز ها به کندی می گذرند

In undying land, in the divine ligh

در سرزمین بی مرگ .. در نور مقدس

Where I wait... in the dark

جایی که من انتظار می کشم... در تاریکی

 

The black of the night turns to dusk of the dawn

سیاهی شب به گرگ و میش سپیده دم بدل می شود..

Through the mist now shines the fairest light of all

حال درون مه، لطیف ترین نور ها می درخشد

The caress I've waited for eternity

نوازشی که من برای ابدیت انتظار کشیده ام

Into the shades, together we fade

باهم درون سایه ها محو می.شویم ...

 

 

 

 

:'(

این شعر پر از زیباییه ....

:'( 

چیزی نمیگم...

 

یکی از خاص ترین عجیب ترین و شنیدنی ترین آلبوم های موجود... 

مطمعنم کسی که لایقش باشه خودش میره دنبالش و لینک گیر میاره پس لینک نمیزارم برا آهنگ ها دست نا اهل نیفته! دی

02. Fatigue

خستگی..

 

A path in a dim light
that I have to walk myself.

راهی میان نوری تیره

که باید به تنهایی طی کنم

Rain falling from my lips,
the most cleanest of all.
باران از لبم پایین می آید

آن پاک ترینشان..

Dissany,
esperance in isolation.
Cold hands clutching at
something that is gone.


Dissany*

امیدواری درون انزوا

دستانی سرد چنگ میزنند

چیزی را که  گمگشته است


Her,
dressed in black.
او..

در لباسی سیاه


A warmth
surrounding me
when I saw her eyes
sparkling.

گرما و حرارتی

مرا به آغوش می کشد

آنگاه که چشمان پر تلالو او را می بینم.... 

 

 


 

جان من کاور آلبوم رو دیدین..؟  :'(

 

اون کلمه رو خیلی رفتم دنبالش و بی نتیجه بود... 

همه دیکشنری ها گشتم اینترنت رو زیر و رو کردم.. 

داشتم نا امید می شدم! تا اینکه.. 

بلخره یه چیزی به ذهنم رسید

و اونم این بود چه کلمه رو تجزیه کنم!   

این کلمه از هسته sany و پیشوند منفی ساز dis تشکیل شده 

و قدم دوم رو شروع کردم که جستجو در مورد sany بود

میشه به نتیجه خیلی محکمی نرسیدم... و داشت اشکم رو میاورد! 

یکی هست از زبان بومی های آمریکا به معنی چیزی که جدید نباشه.  کهنه.  چیز بی طراوت

و نیز یک جای دیگه معنی خاص و جالب توجه میده

که وقتی کمی فکر میکنم،  معنی دوم باید درست باشه.  

ینی چیزی که (با وجود dis) معنی غیر خاص غیر جالب و همچین چیزی میده! 

و مثل همیشه تفسیر با شماست... 

Don't fall asleep

To the weeping of the birds

Don't fall asleep

In this room of the fallen

به زاری کبوتر ها

در این محفل شکسته ها

به خواب نرو

Don't fall asleep

To the breathing of the walls

Don't fall asleep

In this room of loss

Don't fall asleep

In the arms of dead air

Don't fall asleep

In this symphony of the damned

به تنفس دیوار ها..  به خواب نرو

در این محفل ناکامی نخواب

در آغوش هوای مرده

در این سمفونی نفرین گشتگان..  به خواب نرو

"Time stands still in this chamber of pain

The clock stops and the horror comes

The children cry and weep

In this room of the unforgiven

Lie down because you'll never leave

Lie down, but don't fall asleep"

زمان در این تالار های درد می ایستد

ساعت از کار می افتد و وحشت بر می خیزد

کودکان گریه و زاری می کنند

در این محفل نا بخشوده ها

دراز بکش چرا که هیچگاه آن را ترک نخواهی کرد

دراز بکش..  اما به خواب نرو

The signs show slowly with the dark

They glow brighter as the shadows grow deeper

نشانه ها همراه تاریکی به آرامی نمایان می شوند

درخشششان با عمیق تر گشتن سایه ها بیشتر می شود

Blood marks on the walls and the ceiling and on the floor and the doors, oh how they flow!

نشان خون روی دیوار ها به جا می ماند

و روی زمین و روی در ها.  

آه ببین چه گونه جای می شود!

Little voices like the whining of the birds

صدا هایی ظریف همچو آواز کبوتر ها

As the closet door opens

بآ باز شدن در کشو به گوش می رسد

I still can hear them screaming

And the shape… Is it me on the piano?

می توانم همچنان فریادشان را بشنوم

و آن چیز....  این منم جلوی پیانو؟

Playing the symphony of the damned

درحال نواختن سمفونی نفرین گشتگان...؟

مثل همیشه تفسیر با شما... 

این تهش که میرسی یه حس عجیبی داره...  انگار همه چی تموم میشه همه چیز هایی که تا اینجای شعر تو ذهن ساخته یکهو عوض میشه 

و اون جسم...  

این منم جلوی پیانو؟ 

 

وای فوق العاده بود :((

نمیخوام افکارتون رو به جهتی سوق بدم میزارم به عهده خودتون که چطور این تناقض رو حل کنید تو ذهنتون..  

 

جنگل سایه ها - خورشید در حال مرگ

 

In the fields of green
Her silhouette towards the sky
Under the dying sun
I see her die
در زمین های سرسبز

صورت سایه گرفته او به سوی آسمان است

زیر خورشید بی جان

من مرگ او را نظاره گرم...

In the fields of green
An arrow of death
A dying beauty breathing
Her last breath
در سرزمین های سبز

یک تیر مرگ.  

یک زیبایی درحال مرگ نفس می کشد

آخرینِ نفسش را..

In the fields of green
Under the dying sun
I cry out
In grief for my beloved one
در زمین های سبز

زیر خورشید بی جان

من می گریم

در غم محبوب خود...

A symbol of life and hope she was to me
Now pain and suffering is all I can see
An act of vengeance for the deeds I've done
Why must she pay with a life now gone
برایم نشانی از زیستن و امید بود او

اکنون درد و رنج همه چیزیست که می بینم

انتقام کار هایی که کرده ام

چرا باید او با زندگی که حال از دست رفته،  بپردازد؟

I lay down beside her and gaze into the sky
Eyes filled with tears why must she die
من به کنار او دراز کشیده و به آسمان خیره می شوم

چشم ها مملو از اشک است،  چرا باید او بمیرد؟



In the fields of green
Under the dying sun
I cry out
In grief for my beloved one

در زمین های سر سبز

زیر خورشید بی جان

در سوق محبوب خود می گریم.   

 

 

 

یکی از زیبا ترین کار هایی که شنیدم...   و یکی از قشنگ ترین و طبعا غمگین ترین شعر ها..و از نظر موسیقی..  تلفیق ماهرانه ویلون و گیتار یه هارمونی بی نظیر به وجود آورده که کنار این شعر یه طوفان احساسی عجیبی بپا میکنه

ملاحظه بفرمایید :

04_Under_the_Dying_Sun

البته اوایلش گرولینگ های ناجوری داره که احتمالا نتونین تحمل کنین! 

خطر ملودیک دووم،  پر خطر ترین نوع موسیقی :/} 

وای وای بلخره آلبوم بیرون اومد :') 

:')

اون پست قبلی توی وب قبلیو میزارم تهش همه شیش ترک رو!  

_--

دنباله دار ISON یکی از زیباترین ها بود...

دو سال قبل.. وارد منظومه شمسی شد..

زیباترین رویداد قرن رو رقم زد

از بالای سرمون عبور کرد

در اوج زیبایی...

و درست همون موقع بود ..

که با خورشید برخورد کرد...

زیباترین رویداد نجومی قرن با مرگش پایان یافت...

اون مرد! هستش منهدم شد! و جهان رو تا ابد از زیباییش محروم کرد!

_____

حالا ... این اسم فقط یه اسم دنباله دار  نیست...  ینی دیگه نیس! 

بلکه نام یک پروژه موسیقی نیز  هست !

 از زن هنرمند شاعر، طراح، نویسنده، ووکالیست، نقاش و نوازنده محبوب من !    {ارادتمندیم! بفرما هندونه! :دی}

و میدونم  الان غیر ممکنه براتون، درک حسی که به این پروژه دارم!

و او این نام رو انتخاب کرده ... .. . و چه کسی فکرش رو میکرد ؟!

چه کسی فکرشو میکرد.....؟

____

و بلخره آلبومی که مدت ها منتظرش بودم... 

 



Format : Mp3 128 Kbps
Country : Sweden
Genre: Drone Doom / Shoegaze / Ambient

Tracklist

1.Lost Satellites 03:22
2.Atlas 06:39
3.RedShift 09:14
4.Icosahedron 07:52
5.Travellers 08:01

 

کیفیتش کمه.  ولی خوب راضی باشین!  

دانلود یک جا هم نیست...  احتمالا خودم به زودی تگ ها و کاورش رو درست کنم بزارم واسه دانلود..  

صفحه قبل1234...24صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران